۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

ارسال پیامکی به بازنشستگان نیروهای مسلح مبنی بر عدم واریز حقوق اردیبهشت آنها در موعد مقرر، فارغ از صحت یا سقم آن ـ که ظن من بیشتر عدم صحت است ـ امکان نفوذ در شبکه های ارتباطی و لزوم ایجاد یک راهکار اساسی برای مقابله با آن را به ذهن متبادر می کند.

نفوذ در شبکه های پیامکی یا تلفنی، امر جدیدی نیست و در جنگ ۳۳ روزه یا در حملات رژیم صهیونیستی به غزه، به کرات شاهد ارائه پیام های ارسالی از سوی اسرائیل در شبکه مخابرات لبنان یا غزه بودیم. البته از این سو نیز نفوذهای مشابهی صورت گرفته است.

در جریان بیداری اسلامی در مصر نیز، کشورهای مختلفی اقدام به ارسال پیامک و دعوت مردم به تجمع کردند که باز کردن این نکته البته در حد بنده نیست.

در ایران هم احتمال رخ دادن چنین نفوذهایی زیاد است اما این اشکال در ایران پیچیده تر هستند زیرا سیستم امنیتی مسلط و شبکه های مخابراتی کنترل شده ای داریم. اما هر چقدر شبکه های مخابراتی ما کنترل شده هستند، شبکه های اجتماعی، قابل نفوذ هستند و قطعا تا امروز کانال های مختلفی در نرم افزاری های مختلف ارتباطی شکل گرفته است و حتی در برخی موارد تست هم شده اند.

۲۷ آذر ۱۳۹۱

در خبرها آمده بود که زورگیری‌ای در تهران انجام شده است و فیلم آن به سرعت توسط رسانه‌های فضای مجازی پخش شده است. بعد از این زورگیری و با فشار افکار عمومی و رسانه‌ها، پلیس هم به سرعت وارد عمل شده است و توانسته این زورگیران را دستگیر کند. در ادامه، سردار رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی، به جای تقدیر از رسانه‌ها در پوشش این اتفاق، گفته است که انتشار این فیلم در رسانه‎ها، مجرمین را فراری داده است و اگر این فیلم منتشر نمی شد، مجرمین زودتر دستگیر می شدند.

 

به جناب رادان، باید گفت که اتفاقا اگر رسانه‌ها این فیلم را پخش نمی کردند و در شبکه‌های اجتماعی، غوغا نمی‎شد، شاید این مجرمین به این سرعت دستگیر نمی‌شدند. در واقع فشار افکار عمومی باعث سرعت عمل پلیس و حضور نیروهای مستندساز برای ثبت لحظات دستگیری و پخش آن و پاسخ گویی به افکار عمومی شده است.

 

این بلایی است که دیر یا زود به سر دیگر نهادهایی که با مسائل روزمره شهر و جامعه سر و کار دارند، می آید. البته رسانه ها قابل کنترل هستند و با تعیین خطوط قرمز، می شود آنها را از چنین کاری بازداشت اما رسانه های اجتماعی، علی رغم فیلترینگ، تقریبا غیر قابل کنترل هستند و نمی توان مردم را از صحبت کردن درباره کوتاهی یا توانایی خوب پلیس و دیگر مجموعه ها، باز داشت. شاید بهتر باشد به جای نکوهش رسانه‌ها، از ایشان تقدیر شود که با پی گیری خوب خود، باعث سرعت عمل پلیس شدند. در واقع اگر ایشان چنین حرفی را نمی زد، می توانستیم بگوییم پلیس به دغدغه ها رسانه ها و مردم اهمیت داد و زورگیران را به سرعت دستگیر کرد اما با این سخن جانشین فرمانده نیروی انتظامی، عملا رسانه ها و شبکه های اجتماعی مردمی، مقابل پلیس قرار گرفتند.

 

بهتر آن است که در این گونه مواقع، اطلاعات واصله از سوی مردم و رسانه‌ها، با دیده مثبت نگریسته شود و بر مبنای آن، عمل شود. آن وقت است که می توانیم بگوییم، پلیس در جهت افزایش امنیت روانی مردم تلاش می کند و به دغدغه‌های آن‌]ها، رسیدگی می‌کند. تا آن روز، چقدر مانده است؟ باید گفت چیزی نمانده است و تنها سپردن عنان سخن به دست مسوولین کاربلد در نقش سخنگوی پلیس، چاره این کار است. به راستی اگر نیروی انتظامی در مرکز و استان ها، سخن گویی داشت، بهتر نبود؟ سخنگویی در مسائل مختلف، مرجع خبرنگاران و رسانه ها و حتی شبکه های اجتماعی باشد، لبخند بزند و حداقل به انگلیسی و فارسی، مسلط باشد. داشتن چنین سخنگویی، یک گام مثبت برای رعایت حقوق شهروندان و رعایت حقوق بشر است.

۳ آذر ۱۳۹۱

روزهای نخست زلزله آذربایجان بود که با گروهی از دوستان مجازی، گروهی حقیقی را تشکیل دادیم و سری به مناطق زلزله زده در ورزقان زدیم. یکی دو پست راجع به این مطلب در اینجا و اینجا نوشته ام.

 

سفر خوبی بود، بگیر و ببندی هم در کار نبود و چند روزی که آنجا بودیم، پیش بچه های هلال احمر بودیم و هر روستایی که رفتیم، همه تحویلمان گرفتند.

 

حالا دوباره می خواهیم برویم. این بار هوا سرد است، می خواهیم برویم ببینیم بعد سه ماه، چه اتفاقاتی آنجا افتاده است و با این سرما چه می کنند. دفعه قبل تقریبا دست خالی رفتیم، این بار می خواهیم کمک هایی را هم که ممکن است کسی دوست داشته باشد انجام بدهد، جمع کنیم و ببریم.

 

این پست به منزله بالا بردن پرچم است، در روزهای آینده بیشتر توضیح می دهم. 

 

اگر کسی قصد کمک دارد، بسم الله.

 

۳۰ آبان ۱۳۹۱

دنیا سرای گذاشتن و گذشتن است. محل باز شدن پرونده‌ها و بسته شدنشان است. اینکه یک پرونده یا یک کار یا یک پروژه را باز کنی و بعد شاهد بسته شدنش هم باشی و البته بتوانی از آن بگذری، یک توفیق است. جایی است که بالاخره از آن گذر می کنیم. قبل از ما میلیاردها نفر شاید از آن گذر کرده اند و بعد از ما هم مشخص نیست، حداقل ۶ میلیارد انسان فعلی از آن خواهد گذشت.

 

یکی دو سال گذشته یعنی دقیق تر اگر بگویم از سال ۱۳۸۹، به جهت ظرف مکان یعنی قم از یک طرف و عوامل دیگری که ذکرش باعث اطاله کلام خواهد شد، سایتی به نام روات حدیث را به راه انداختم. سایتی که از ابتدا عنوان پایگاه خبری غیر رسمی حوزه های علمیه را به دوش می کشید اما با واکنش غیر رسمی برخی از مشابهان حوزوی اش، به پایگاه خبری حوزه دین، تغییر کاربری داد. 

 

نام سایت را از توقیع مشهور حضرت حجت (عج) برداشته بودم. در نیمه شبی که همراه با یکی از بستگان، از تهران باز می گشتیم، براساس توقیع شریف فاما الحوادث الواقعه، فارجعوا الی روات حدیثنا، این نام را برگزیدم. تقریبا همه از ابتدا با آن مخالف بودند اما چون هم از گفته مبارکی برداشته شده بود و هم در جای خود قرار گرفته بود، به سرعت پذیرفته شد. راه اندازی سایت همزمان با سفر رهبری به قم در سال ۱۳۸۹ بود و خلاصه همه چیز انگار در سر جای خود قرار داشت.

 

اینکه چه اتفاقاتی افتاد که الان از بسته شدن پرونده روات حدیث خبر می دهم، را باید به زمانی دیگر موکول کرد. همین قدر بگویم که این سایت نه مانند گذشته ولی هنوز زنده است و مطالبی در آن منتشر می شود. حتی نام صاحب دامنه و شماره تماس آن نیز ـ علی رغم درخواست من ـ تغییر نکرده است. این سایت هم اکنون در دستان کسی است که از ابتدای راه اندازی سایت نیز از ایده آن حمایت کرد و جسته و گریخته، بسته به توانمندی مالی ای که داشت، برای نویسندگان آن هزینه اندکی را پرداخت کرد. 

 

به هر تقدیر این سایت از ابتدای سال ۱۳۹۱ در دست من نیست. برای مطمئن شدن از این که این سایت دیگر در دست من نیست، مراجعه به اطلاعات دارنده دامنه rovatehadis.ir مفید خواهد بود زیرا اگر چه دامنه rovatehadis.com به علت امکاناتی که مدل ثبت دامنه های دات کام فراهم می کند، همچنان به نام من است اما دامنه های ایرانی، خوشبختانه از چنین قانونی مستثنی هستند. 

 

دوران روات حدیث برای من تجربه های گران سنگی را به ارمغان آورد اما از همه مهمتر چیزی که امروز من را خوشحال می کند و باعث می شود که از دست دادن این سایت، برایم دردناک نباشد، این است که می بینم یکی از ایده های من، آن قدر اهمیت داشته است که پس از مدتی حمایت، توسط شخصی از من بدون رضایت من گرفت شده است و همچنان ادامه پیدا می کند! البته ایده های دیگری نیز داشته ام که مشابه چنین سرنوشتی داشته اند اما این یکی از جایگاه دیگری در نزد خودم برخوردار است. 

 

گفتنی ها درباره روات حدیث بسیار است…. نیک می دانم که دیر یا زود با کسانی که در راه از دست من گرفتن این سایت، جاهدت و شایعت و بایعت و تابعت* کردند، روبرو خواهم شد، کما اینکه این اتفاق افتاده است و نگاه های دزدیده آنها که توان مستقیم نگاه کردن در چشم های من را ندارند و تلفن های بی جواب و پیغام های غیر مستقیم، سند خوبی است که می توان از آن ماجرای روات حدیث را متوجه شد.

 

راستی دامنه  rovat.ir به نام من است و شاید روزی دوباره آن را با نسخه اصلی روات حدیث راه بیاندازم، شاید هم این کار را نکنم. این یکی به خودم مربوط است.

 

* اشاره به فرازی از زیارت عاشورا: اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا. 

 

* این پست هم جزو اندک پست های این وبلاگ است که حذف نخواهد شد. پست دیگری هم که در همان روزهای آخر روات حدیث نوشتم و احتمالا در از دست دادن آن موثر بوده است، جزو همین پست های حذف نشدنی است.