۷ مرداد ۱۳۹۵
North Korea supports Trump

North Korea supports Trump



بحث انتخابات آمریکا و تاثیر آن روی کشورهای دیگر، از گذشته تا امروز مطرح است و کشورهای دیگر به طور آشکار و پنهان برای پیروزی نامزد مورد علاقه خود تلاش کرده اند.

 

برخی مانند اسرائیل و ایران پیش از انقلاب، به طور آشکار از نامزد مورد علاقه خود حمایت کرده اند و برخی دیگر به طور غیر مستقیم برای پیروزی نامزد مورد علاقه خود تلاش کرده اند که نمونه این یکی هم ادعای برخی رسانه ها در تعلل ایران برای آزادی گروگان های آمریکایی است که یکی از عوامل شکست کارتر در انتخابات بود.

 

 

کاندیدای منچوری، پیش بینی هالیوود برای انتخابات آمریکا

در این میان فرضیه ای هالیوودی هم وجود دارد که می گوید دشمنان آمریکا همیشه در تلاشند تا یک رئیس جمهوری دست نشانده بر سر کار بیاورند و از این طریق ایالات متحده را کنترل کنند. این فرضیه که در دوران جنگ سرد بیشتر مطرح شد و برآمده از ترس نفوذ کمونیسیم در ساختارهای آمریکا بود، سبب ساخت فیلم کاندیدای منچوری به انگلیسی Manchurian Candidate در سال ۱۹۶۲ شد که سناریویی ترسناک و البته تخیلی را مطرح می کرد.

 

یک فیلم آمریکایی مهیج جنگ سرد به کارگردانی جان فرانکن هایمر است که ستارگانی مانند فرانک سیناترا، لارنس هاروی و جنت لی و بازیگرانی مانند آنجلا لنسبوری، هاردینگ سیلوا، جیمز گرگوری در آن بازی می‌کردند. داستان فیلم بر پایۀ کتاب ریچارد کاندون است که توسط جورج اکسل رود فیلمنامه آن نوشته شده‌است.

 

روایت فیلم شستشوی مغزی فرزند یک خانوادۀ سیاسی برجسته جناح راست به‌عنوان یک قاتل بی‌خبر در توطئۀ کمونیستی بین‌المللی است. داستان فیلم مربوط به سال ۱۹۵۹ است که تعدادی سرباز از جنگ کره بازگشته‌اند و به یکی از آنها مدال احترام داده می‌شود، زیرا در میدان جنگ جان اعضای گشتش را نجات داده‌است، آنها را به منچوری می‌برند و یک نفر چینی آنها را شستشوی مغزی می‌دهد و یکی از کسانی را که مدال احترام گرفته‌بود به‌عنوان آدم‌کش حرفه‌ای تربیت می‌کنند و… نقل از ویکی پدیا فارسی

 

این فیلم یک نسخه ۲۰۰۴ نیز دارد که به روزتر شده است و در آن شرکتی به نام منچورین گلوبال با کاشتن نانو ربات‌هایی در مغز معاون رئیس جمهور آمریکا و تحت فرایندی طولانی، قصد جایگزینی وی با رئیس جمهور منتخب را دارد که البته این بار نیز به سبب دستی غیبی، موفق نمی شوند.

 

ایده در اختیار گرفتن کنترل رئیس جمهور آمریکا توسط یک کشور دیگر حتی در بازی های رایانه ای نیز طرفدار دارد و در یکی از نسخه های بازی Command & Conquer: Red Alert 3 به جایگزینی رئیس جمهور امریکا با یک روبات کنترل از راه دور توسط ژاپنی‌ها اشاره شده است.

 

آیا ترامپ همان کاندیدای منچوری است؟

نگاهی به سخنان و وعده‌های ترامپ نشان می‌دهد که وی حداقل در مرحله وعده‌ دادن، قصد بر هم زدن بسیاری از مناسبات آمریکای فعلی و تغییر نقش آفرینی آن در جهان را دارد. البته ساده انگاری است که گمان کنیم آمریکا دست از خوی ابرقدرتی خود می‌کشد و ابزارهای اعمال قدرت خود مانند ناتو، پیمان‌های تجارت آزاد و مداخله نظامی را ترک می‌کند.

 

استقبال روسیه، کره شمالی و … برخی دیگر از رقبای آمریکا از گفته‌های ترامپ، یادآور همان ایده قدیمی است که نکند رئیس جمهور بعدی آمریکا، ابزار دست آنها باشد؟ دیگر نیازی هم به کاشتن نانو ربات یا شست و شوی مغزی کسی نیست بلکه منافع تجاری یک بازرگان، ممکن است سبب شود تا فرمانده ارتش ایالات متحده و ساکن حداقل ۴ سال بعدی کاخ سفید، بیشتر تامین کننده منافع روسیه، کره شمالی و چین باشد تا تامین کننده منافع آمریکا.

 

البته چنین چیزی همچنان یک رویاست زیرا ساختار قدرت در ایالات متحده به شکلی است که جلوی عملکرد یک رئیس جمهور این چنینی را می‌گیرند. اما همیشه این سوال مطرح است که آیا این کاندیدا، کاندیدای منچوری است؟

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

ماجرای استعفای آقای سرافراز از ریاست سازمان صدا و سیما و جایگزینی آقای عسگری به جای ایشان به مدت یک سال را که در یکی از گروه‌های تلگرام مرور می‌کردیم، پی به شباهت فراوان این داستان با قسمتی از فصل دوم سریال محبوب سیاستمداران و روزنامه نگاران، House of Cards افتادم.

 

(هشدار! خطر لو رفتن بخشی از ماجرای سریال وجود دارد، اگر هنوز این سریال را ندیده‌اید و نمی‌خواهید داستان لو برود، ادامه متن را نخوانید، از من گفتن بود)

 

در فقره استعفای آقای سرافراز، به گفته برخی منابع، پای یکی از معاونان یا حلقه نزدیک ایشان درگیر بوده است که حتی کانالی هم به نام شهرزاد در پیام رسان تلگرام راه انداخته بوده و از این طریق و راه های دیگر، علیه رییس سازمان شایعه پراکنی می کرده است. از سوی دیگر، از راه های مختلف راه تعامل میان آقای سرافراز و دیگران را مسدود می کرده است تا پس از استعفای وی، خود به سمت ریاست سازمان برسد. فردی با نفوذ، مقتدر و دارای سابقه فراوان در مدیریت رسانه. البته من که نمی دانم منظور چه کسی است!

 

این همان بلایی است که فرانسیس آندروود بر سر رئیس جمهور ایالات متحده می‌آورد، ابتدا معاون وی می‌شود و سپس از راه‌های مختلف، در حالی که خود را غمخوار و دوست وی نشان می‌دهد، از پشت خنجر را در کمر رئیس جمهور فرو می‌کند و به حدی این کار را با مهارت انجام می‌دهد که سبب استعفای رئیس جمهور می‌شود. البته آندروود پس از ریاست جمهوری، با معضلات بسیاری روبرو می شود و فشارها به وی آنقدر شدید است که در بدو ورود به کاخ سفید، از عدم قصدش برای نامزدی در انتهای دوره، سخن می گوید اما …. نه دیگر تعریف نمی‌کنم!

 

اما یک تفاوت در اینجا وجود دارد!

 

رهبر انقلاب، کسی از معاونان سرافراز را برای جانشینی او انتخاب نکرد بلکه معاون فنی سابق سازمان صدا و سیما که در یک سال و نیم اخیر با سرافراز کار نمی کرد را به ریاست این سازمان برگزید، البته این دوره فقط یک سال است و شاید اگر آقای عسگری لیاقت خود را نشان دهد، عاقبتی مشابه فرانسیس آندروود… نه قرار شد که تعریف نکنم دیگر!

همین.

 

برای مطالعه بیشتر: مدخل ریاست جمهوری فرانک آندروود در ویکی این سریال

۲۳ آذر ۱۳۹۱

بحث نامزدی آقای مشایی، دست راست رییس جمهوری فعلی، آقای احمدی نژاد، برای انتخابات ریاست جمهوری و احتمال اتفاق افتادن مدل پوتین – مدودوف در ایران، با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری بالا گرفته است. طبعا عده ای موضع خواهند گرفت و مخالفان شخص آقای مشایی از یک سو و مخالفان دوقلوی محمود – اسفندیار، از سوی دیگر، تا حد تکفیر شخص این این دو یار نزدیک پیش خواهند رفت.

 

اما در این میان، توجه به یک نکته که در واقع تذکر رهبر انقلاب است، بد نیست. ایشان به در سخنرانی ای، خواسته بودند که از دامن زدن به مسائل فرعی بپرهیزیم و به مسائل اصلی بپردازیم. اگر درست خاطرم باشد، موضوعی که ایشان به واسطه مطرح شدن آن، این تذکر را دادند، به آقای مشایی ربط داشت و غرض از سخنان ایشان نیز این بود که بیش از حد به آقای مشایی و نقش وی در دولت، حساس نباشیم و به سراغ مسائل اصلی برویم.

 

حالا شاید وقت آن باشد که دوباره به تذکر ایشان گوش کنیم و ببینیم، حساسیت به آقای مشایی، جزو مسائل اصلی است یا یک مساله فرعی است؟ اگر این یک مساله فرعی است، با دوباره مطرح کردن آن، مطرح کنندگان چه مسائل اصلی ای را پوشیده نگه می دارند؟ این سوالی است که این روزها از خودم می پرسم و به دنبال جواب آن می گردم.

۲۸ آبان ۱۳۹۱

شب‌های محرم، رسمی شاید بیست ساله در بین خانواده و آشنایان ما وجود دارد. این شب ها، به جای رفتن به هیئت های بزرگ و سینه زنی، در پای سخنرانی استاد پدرم و دوستانش، یعنی مرحوم علی صفایی حائری، ملقب به عین – صاد جمع می شدند و البته بعد از فوت ایشان در سال ۱۳۷۸، این جمع ها در موسسه ای که به تنظیم و نشر آثار ایشان اختصاص دارد و توسط شاگردانش مدیریت می شود، ادامه یافته است. اسم موسسه، لیله القدر است و در بافت قدیمی قم، در خانه سابق آن استاد مرحوم، قرار دارد. پای این صحبت ها چه در آن موقع و چه الان، بیشتر بحث های معرفتی از حرکت امام حسین مطرح می شود و اولویت با نوحه خواندن و سینه زنی نیست اگر چه اندکی هم سینه زنی وجود دارد که امسال همین اندک هم به خاطر مشغول بودن مداحش در جای دیگری، حذف شده است.

 

دیشب یک درگیری کوچک، باعث شد که دیر حرکت کنم و وقتی از دفتر بیرون رفتم، دیدم که قطعا برای ماشین جای پارکی پیدا نخواهم کرد، لذا تاکسی ای دربست گرفتم تا من را به آخر مجلس هم که شده برساند. در راه راننده تاکسی درباره تحریم ها این مسائل مشابه همه راننده ها که می خواهند اضافه کرایه شان را توجیه کنند، سخنرانی کرد و در آخر نکته ای را اضافه کرد که باعث نوشتن این پست شد. او در کنار همه گله ها از افزایش قیمت وسایل ماشین، گفت که شنیده ام به زودی ۵۰ درصد تحریم ها را لغو می کنند! و همچنین گفت که آمریکایی ها همیشه آماده مذاکره با ایران هستند. این دو جمله که هر کدام جواب های مفصلی دارند، باعث شد من برای این راننده محترم تاکسی توضیح بدهم که نخیر، مجلس آمریکا طرحی را برای تحریم هر گونه رابطه تجاری با ایران آماده کرده است و به دنبال تصویب آن است. از سوی دیگر اگر چه آمریکایی ها همیشه می گویند که مذاکره می کنیم، اما مذاکره برای هیچ که معنا ندارد. مذاکره ای معنا دارد که در آن کاری جلو برود و حقی از ایران احقاق شود.

 

به نظرم این تعبیر دست چدنی و پوشش مخملی رهبری را باید خوب برای مردم توضیح داد. آنها به مدد برخی رسانه های خارجی و عملکرد غیر موثر رسانه های داخلی، بیشتر پوشش مخملی را می بینند و بخش چدنی این دست دراز شده را کمتر رویت می کنند. این کاری است که اسم آن را تبلیغ چهره به چهره نیز گذاشته اند. باید برای مردم بعضی چیزها را به زبان خودشان توضیح داد.