۲۶ مرداد ۱۳۹۵

http://dophotoshop.com/carpal-tunnel-exercises.php، CC BY-SA 3.0، https://commons.wikimedia.org/w/index.php?curid=14614865
مرگ خوب است ولی برای همسایه! بیماری چیزی است که وجود دارد، ولی برای ما اتفاق نمی‌افتد. اینها فکرهایی است که همه ما وقتی از ایجاد یک مشکل برای دیگران خبردار می‌شویم، با توسل به آنها، خیال خودمان را راحت می‌کنیم تا اینکه… آن مشکل برای خودمان اتفاق بیفتد.

 

چند وقتی بود که مچ دست چپم درد می کرد. فقط درد هم نبود، بلکه به قول مادر گرامی، دستم می رفت یعنی انگار جان از دستم خارج می شد. بخصوص یک بار بعد از چند ساعت بازی Call Of Duty (سلام به همه بازی خواران عزیز!) دیگر این دست چپ که مسئول حرکات در بازی و فرار از دست دشمن غدار و نفوذ در دل تاسیسات حساس! بود، یاری نمی کرد.

 

مدتی به این مسئله بی توجهی کردم تا اینکه خبر ابتلاء یکی از دوستان به بیماری ام. اس به گوشم رسید و این خیال به جانم افتاد که تو ام.اس داری! هر چه دوستان می گفتند که این بیماری خاص زیبارویان یا پولدارها است و تو شامل هیچ کدام از این صفات نیستی، به خرجم نمی رفت و می گفتم احتمالا من نیز دچار اختلالات حرکتی ناشی از این بیماری شده ام. مدتی نیز فکر می کردم که این درد قلب است که به دست چپ زده است و عنقریب است که سکته را بزنم و به دیار باقی بروم. (مصداق حدیث موتوا قبل از تموتوا شده بودم دیگر) تا اینکه به مدد یکی از فامیل که متخصص قلب است، متوجه سالم بودن قلب و اطرافش شدم.

 

مثل برخی بیماری های خاص که شخص جرات تست دادن ندارد (حدس نزنید، مشخصه که ایدز منظور است!) حتی اگر امکان ابتلاء به آنها صفر باشد، اینجا هم از ترس مثبت بودن نتیجه تست ام. اس جرات مراجعه به متخصص را نداشتم تا اینکه همان فامیل نزدیک که متخصص قلب است برای کاری تماس گرفت و وقتی از ادامه داشتن مشکل دست چپم مطلع شد، من را به محضر متخصص مغز و اعصاب فراخواند. دیگر نمی شد نرفت، لاجرم تردید را به کناری گذاشتم و البته شب قبل نیز به دیدار به پدر و مادر رفتم تا پسرشان را قبل از تشخیص بیماری یک بار دیگر سالم ببینند! (وداعی انجام نشد فقط فالوده خریدم و خوردیم)

 

امروز صبح هم با همراهی متخصص قلب به محضر متخصص مغز و اعصاب رفتیم. خانم دکتر متخصص مغز و اعصاب به سرعت و با عنایت به توصیه‌ حضوری که از سوی خانم دکتر همراه ما صورت گرفت، دست به معاینه زد و تشخیص داد که به سندرم کارپال تونل دچار شده ام. همان بیماری ای که می گفتم برای همه پیش می آید ولی برای من که ده انگشتی تایپ می کنم، پیش نخواهد آمد!

 

برای آشنایی بیشتر با این سندرم، به این لینک از ویکی پدیا فارسی که نسبتا درست به نظر می رسد، مراجعه کنید.

 

اکنون می دانم که نه ام. اس دارم و نه مشکل قلبی ولی خب حالا دو عدد مچ بند آتل دار را باید شبها ببندم و دیگر هم نباید با مچ هایم، کار سنگینی انجام دهم.

 

شاید بهتر باشد از این به بعد علاج واقعه را قبل از وقوع انجام دهیم و برای دچار نشدن به بیماری های دیگر، دستورات پزشکی را جدی بگیریم.

 



دیدگاه خود را بنویسید