۲۸ آبان ۱۳۹۱

شب‌های محرم، رسمی شاید بیست ساله در بین خانواده و آشنایان ما وجود دارد. این شب ها، به جای رفتن به هیئت های بزرگ و سینه زنی، در پای سخنرانی استاد پدرم و دوستانش، یعنی مرحوم علی صفایی حائری، ملقب به عین – صاد جمع می شدند و البته بعد از فوت ایشان در سال ۱۳۷۸، این جمع ها در موسسه ای که به تنظیم و نشر آثار ایشان اختصاص دارد و توسط شاگردانش مدیریت می شود، ادامه یافته است. اسم موسسه، لیله القدر است و در بافت قدیمی قم، در خانه سابق آن استاد مرحوم، قرار دارد. پای این صحبت ها چه در آن موقع و چه الان، بیشتر بحث های معرفتی از حرکت امام حسین مطرح می شود و اولویت با نوحه خواندن و سینه زنی نیست اگر چه اندکی هم سینه زنی وجود دارد که امسال همین اندک هم به خاطر مشغول بودن مداحش در جای دیگری، حذف شده است.

 

دیشب یک درگیری کوچک، باعث شد که دیر حرکت کنم و وقتی از دفتر بیرون رفتم، دیدم که قطعا برای ماشین جای پارکی پیدا نخواهم کرد، لذا تاکسی ای دربست گرفتم تا من را به آخر مجلس هم که شده برساند. در راه راننده تاکسی درباره تحریم ها این مسائل مشابه همه راننده ها که می خواهند اضافه کرایه شان را توجیه کنند، سخنرانی کرد و در آخر نکته ای را اضافه کرد که باعث نوشتن این پست شد. او در کنار همه گله ها از افزایش قیمت وسایل ماشین، گفت که شنیده ام به زودی ۵۰ درصد تحریم ها را لغو می کنند! و همچنین گفت که آمریکایی ها همیشه آماده مذاکره با ایران هستند. این دو جمله که هر کدام جواب های مفصلی دارند، باعث شد من برای این راننده محترم تاکسی توضیح بدهم که نخیر، مجلس آمریکا طرحی را برای تحریم هر گونه رابطه تجاری با ایران آماده کرده است و به دنبال تصویب آن است. از سوی دیگر اگر چه آمریکایی ها همیشه می گویند که مذاکره می کنیم، اما مذاکره برای هیچ که معنا ندارد. مذاکره ای معنا دارد که در آن کاری جلو برود و حقی از ایران احقاق شود.

 

به نظرم این تعبیر دست چدنی و پوشش مخملی رهبری را باید خوب برای مردم توضیح داد. آنها به مدد برخی رسانه های خارجی و عملکرد غیر موثر رسانه های داخلی، بیشتر پوشش مخملی را می بینند و بخش چدنی این دست دراز شده را کمتر رویت می کنند. این کاری است که اسم آن را تبلیغ چهره به چهره نیز گذاشته اند. باید برای مردم بعضی چیزها را به زبان خودشان توضیح داد.



دیدگاه خود را بنویسید